عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
160
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
مالك الخزاعى صاحب شرط [ 1 ] مهدى و هادى بود ، و هارون سوگند خورده بود ، كه به حج پياده رود . و چون رشيد [ 2 ] بنشست ، خواست آن سوگند بجا آرد ، اين [ 3 ] عبد الله فرمود : تا از بغداد تا به مكه يك يك منزل نمد همى گستردند فراشان [ 4 ] و او همى رفت تا به حج برفت و سوگند را تمام كرد ، و هارون را از وى [ 5 ] آن پسند آمد . و هارون مر پسر خويش محمد را ولى عهد ( كرد ) و از پس او مأمون را ، و از پس او مؤتمن را [ 6 ] . و يحيى [ 7 ] بن عبد ( الله ) الحسنى [ 8 ] بروزگار او بيرون آمد ، و طبرستان بگرفت ، و رشيد مر فضل بن يحيى [ 9 ] را با پنج هزار مرد بحرب او فرستاد ، و فضل يك سال به شهر رى
--> [ ( 1 - ) ] شرط : بضم اول و فتحهء دوم دستهء پيش قدم لشكر و قوهء انضباط كه با واليان در ادارهء امور كشور معاونت كنند . ايشان نشانهاى خاصى داشتند و بدين سبب شرط ناميده شدند ( المنجد ) و درين عصر پوليس است . [ ( 2 - ) ] هر دو : رسيد ؟ [ ( 3 - ) ] اصل : ابن ؟ [ ( 4 - ) ] هر دو : و فزاشان ؟ [ ( 5 - ) ] ضمير وى راجع است به عبد اللّه صاحب شرط . [ ( 6 - ) ] هر دو : ولى عهد و ازو مأمون را و از بس او مؤتمن را . [ ( 7 - ) ] هر دو : مكررا در تمام صفحه : يحى ؟ [ ( 8 - ) ] هو يحيى بن عبد اللّه بن الحسن بن الحسن ابن على بن ابى طالب كه در مدينه در محضر جعفر الصادق تربية شد و در معركهء فخ 169 ه . شركت داشت وى از داعيان خلافت آل نبوت است و بدين مقصد به يمن و مصر و مغرب رفت و از آنجا به خراسان و طبرستان و بلاد ديلم آمد و دعوت خويش را در 175 ه . اعلان كرد و بالاخر طورى كه در متن مذكور است در زندان هارون بمرد در حدود 180 ه . ( الاعلام 9 ر 190 ) . [ ( 9 - ) ] هو فضل بن يحيى بن خالد برمكى وزير معروف آل عباس 147 - 193 ه . كه در سنه 178 ه . والى خراسان بود ( الاعلام 5 ر 358 ) .